مواد لازم:کیسه فریز.هر نوع ماده غذایی برای فریز کردن(مال ما سبزی بود).چسب نواری.قیچی.خودکار

از آنجایی که در امر پاک کردن سبزی تنبل تشریف دارم.امروز دو کیلو سبزی کوکو ویک کیلو پلو بصورت خرد شده وآماده خریدم.(خدا این سیستم رو خیر بده.همه چیز آماده است.)وبعد آوردیم خانه تا در کیسه فریزرکوچکتر بریزیم وفریز نماییم.اما دیدیم از این برچسبهای آماده نداریم.خوب چه کنیم؟هم این دخملی ما فیض ببرد وسرش گرم باشد وهم خودمان کارمان جلو رود!

یک کاغذ سفید را بصورت نوارهای باریک بریدیم وبعد دادیم تا دخملی بصورت ریز ریز مثل مربع کوچک ببرد والحق که کارش خوب بود.وبعد چسب نواری آوردیم ودرحالی که می نوشتیم سبزی کوکو ویا پلو به دخترک می دادیم تا بچسباند ونوشته ها را هم نشانش می دادیم تا کم کم با حروف آشنا شود.اما بعد از چند تا کیسه چشمش افتاد به نحوه ریختنمان که با ملاقه این سبزیهای نازنین را اینور اونور می کنیم برای امر خطیر جابجایی وگفت:بده من.ما هم که از جانمان سیر شده بودیم سفره ایی گسترانیدیم وبعد ملاقه وقاشقی دادیم تا دخترک آن امر را به اجرا بگذارند.غافل از اینکه هلیا خانوم نقشه ها در سر برای این ویتامین ها کشیده اند.اول خوب پیش رفت وبعد با دستهای کوچکش وبعد روفرشیش که در پایش بود را درآورد وهر دولنگه را پر سبزی نمود.ای جونم رفت برای بازی تخیلیش.وما هم برای اینکه کار سریعتر فیصله یابد شتافتیم تا کیسه ها را پرکنیم ولی هلیا حالا که هر دودستش با سبزی پوشیده شده بود گفت:دوتا کیسه فریز بکن تو دستام .کثیف شده.بچه ام می خواست کار را از نو شروع کند.وبعد دوباره پس از مدتی. تو پاهام هم کیسه بکن.ومن:خلاصه.پس از این مراحل هلیایی را باصورت سبز ودست وپای سبز به حمام بردم برای نظافت.خونه هم که کاملا" واضح خواهد بود چجوری شده.همه جا سبز.سبز سبزم ریشه دارد من درختی استوارم.در زمستان هم بهارم.شوروعشق وشادیم را از خدایم هدیه دارم...

پی نوشت:الان مغزم به من دستور داد این بازی رو می شه به این شکل هم انجام دادکه دو رنگ خودکار آبی وقرمز به دخترک بدم تا سبزیها رو اسمهاشون رو به هر طریقی که دوست داره روشون بنویسه(نوشتن که بلد نیست طراحی که می تونه بکشه)مثلا"کوکوها قرمز وپلوها آبی وبعدتر که خواستیم سبزیها رو استفاده کنیم ازش بپرسم این سبزی چیه؟ببینم یادشه یانه؟هم احساس غرور می کنه وقتی نوشته اش رو می بینه وهم اینکه برای تقویت حافظه خوبه.هورا.