چرا خون ما قرمز است؟

امروز هليا پرسيد:چرا خون ما قرمز است؟

نمي دونم دختركم مفهوم اين جملاتم رو مي فهمه يانه؟براي جواب دادن به اين سوال يك ليوان آب برداشتيم ومهره هاي دايره ايي شكل  سي دي شكل داخلش ريختيم.وگفتيم فكر كن اينها رنگدانه هست كه بهش ميگويند هموگلوبين .اين  رنگدانه ها باعث رنگ قرمز  خون مي شوند.

قطب های آهنربا

مواد لازم:

دوعدد آهنربا

هلیا ازش خبری نبود.صداش نمی اومد.گفتم:حتما" داره دوباره یک خرابکاری می کنه.رفتم ودیدم هلیا دوتا آهنربا رو گرفته دستش وهی دو سرشون رو داره تلاش می کنه تا بهم بچسبند.وقتی قطبهای یکسان رو پیش هم می گرفت واقعا" قیافه اش دیدنی بود.دوست داشتم ساعتها دستم را زیر چانه ام بگذارم وبه این محقق کوچک بنگرم.خلاصه پس از اینکه دلی سیر بازی کرد رفتم جلو وبراش توضیح دادم که:

به اینها قطب می گن.(بچه ام دچار دوگانگی شد قطب؟تو قطب شمال که خرس قطبی زندگی می کنه.)

NوS.حالا بيا بچه گانه توضيح بده.اين آقاي N ازدوست خودش خوشش نمی آد واسه همین دوست داره کنار S باشه وبالعکس .این جناب n هر وقت sرو ببینه بخودش جذب می کنه ولی امان از روزی که n رو ببینه اونوقت از خودش اون بیچاره رو دور می کنه.کلا" دوتا nیادوتا s باهم نمی سازند.(باور کنید اون لحظه نتونستم داستانی بسازم که توش از صلح ودوستی بشه حرف زد وجالبتر باشه.حتما" بهش باید فکر کنم.تا در این زمینه یک داستان عالی بگم شاید هم قبلا" کتابی در این زمینه نوشته شده باید تحقیق کنم.)

کاشتن لوبیا

دیروز چند تا لوبیا سفید رو خیس کردم تا جوانه بزنه وبعد به هلیا جوانه ها رو نشون دادم.امروز رفتیم پارک وهلیا وپدرش با همدیگه اونها رو کاشتند.هلیا با بیل کوچکش روشون خاک پاشید وبعد بهشون آب داد.برای اینکه ببینیم هفته بعد رشد کردند یا نه با مداد کنار جدول پارک به هلیا گفتم نقاشی بکشه.تا یادمون نره کجا بوده.حالا که بهش دارم فکر می کنم می بینم لوبیاها از تو زمین یکبار اومده بودند بیرون تا ما نوش جان کنیم .حالا دوباره به خاک برگشتن وچقدر خوش شانس بودند که امشب باران به روشون می باره.

لوله جاروبرقی وقتی گوشی تلفن می شود:

امروز هلیا یک سر لوله جاروبرقی رو روی گوشش گذاشت وسر دیگرش رو به من داد تا شعر بخونم.تاکید هم کرد که شعر ستاره کوچولو رو به زبان انگلیسی بخونم.وبعد برعکس شد خودش شعر آهو رو خوند ومن لوله رو گذاشتم دم گوشم.اینقدر این بازی رو تکرار کردیم با صداهای زیر وبم  وکلی خندیدیم.این هم گوشی تلفن ما.

كتاب:ماه از آن بالا چه ديد؟

نويسنده:برايان ويلداسميت

ترجمه:آذين بهزادي

اين كتاب به شرح بعضي از متضادها در طبيعت پرداخته.مثلا" شهر بزرگه وروستا كوچيكه و...

اما چيزي كه باعث شد تا اينجا معرفيش كنم اينه كه هليا با موجود جديدي بنام لاما آشنا شد.حالا اين لاما چيه؟يك نوع شتر بي كوهان كه درآمريكاي لاتين زندگي مي كنه.

كرم ابريشم

امروز هليا از نزديك كرم ابريشم وپيله ديد.ممنون از خاله مينا مربي كتابخانه كه اونها رو آورده بود تا بچه ها ببينند.

زعفران ساب

مقداري زعفران را ريختيم در زعفران ساب وداديم هليا خانوم هي چرخوند هي چرخوند واز پودر شدن زعفرانها كلي مشعوف مي شد وقتي پودرها رو تو كاسه مي ديد.بچه ام دستش درد گرفته بود ولي مگه كم مي آورد.دلش مي خواست هي بچرخونه.هي بچرخونه.خداييش عجب زعفروني شد.تا حالا زعفروني با اين عطر ورنگ نداشتم.از وجود بركت دستهاي گلكم بود.مرسي عزيز مادر.

ترکاندن بادکنک

مطلبي كه خيلي برام جالب بود:
تركاندن بادكنك:درمانگر كودك راتشويق مي كند هر طور مايل است بادكنك ها بتركاند.نحوه تركاندن مي تواند به وسيله فشار.با پاپريدن.ناخن.چكش.و... باشد.
نحوه عملكرد كودك در تركاندن بادكنك ها وحالات كودك به هنگام تركاندن وپس از آن راهنماي خوبي از اوضاع واحوال دروني كودك مي باشد.كودك بوسيله تركاندن از تنش ها ي روحي ورواني رها مي شود.

آب بازی

آب بازي باعث تسكين عصبانيتهاي كودك مي شود وبا آب بازي از ناراحتي ها.فشارها وتنش ها رهايي مي يابد واحساس آرامش مي كند.
عملياتي مثل فشار دادن اسفنج ابر در آب.ريختن آب به شكل باران.هر گونه فشار آب وعمليات مختلف با آب باعث آرامش كودك مي شود.
با سوالات زير به پرورش تفكر خلاق او كمك كنيد:
1.آيا شما مي توانيد يك آبپاش براي گياهان بسازيد؟
2.آن چيزهايي كه مي توانيد از آنها آب بگيريد كدامند؟
3.آيا مي توان باران راجمع كرد؟
4.چطور باران درست مي شود؟
5.چه چيزهايي را مي توان با آب پخت؟
6.چه چيزهايي در آب شناورند وروي آب مي مانند؟
چند بازي آبي:
1.وان آب وصابون
2.دوظرف هم حجم با شكل ظاهري متفاوت انتخاب كنيد يكي از ظرفها را پر از آب كنيد وآب آن را در ظرف ديگر بريزيد تا متوجه حجم يكسان شود.مدرج باشد بهتر است.
3.خاصيت آب وروغن.آيا مخلوط مي شوند يا نه؟مي توانيد رنگ هم اضافه كنيد.
4.بازي با قطره چكان در سايزهاي مختلف.بطري شامپو.مفهوم حجم.فشار.قطره.چكه و...
بعضي از كودكان نياز دارند آب رادرپنجه هاي خود فشار دهند تا حالت ترس ونفرت آنها از بين برود.
وسايل كامل براي آب بازي يك كودك:
1.لگن
2.انواع بطري.قوري پلاستيكي
3.ني.آبپاش.لوله.قيف.آبكش.حلقه
4.شيلنگ.لوله پلاستيكي براي انتقال آب.
5.اسفنج.دستمال.قرقره.قاشق.ملاقه/
6.فنجان.ليوان.قايق.چوب پنبه.سيفون
7.سرنگ.قطره چكان.همزن
كودكان عصبي وزود رنج را مي توان از طريق گل بازي.شن بازي.آب بازي درمان كرد.

برگرفته از کتاب :محمدرضامطهری انتخاب اسباب بازی

تقویت حس شنوایی با قوطی کبریت

اسباب بازی خانگی.

ده تا قوطی کبریت برداشتیم تو خالی وبعد تو دوتا لوبیا.تو دوتا عدس.دوتا نمک.برنج.خودچوب کبریت گذاشتم دور تا دورشون رو چسب زدم وپشت هر کدوم هم اول اسم هر شی رو نوشتم تا فسقلی وقتی سوال کرد توش چیه ضایع نشم.وبعد گفتم هر کدوم که صدای شبیه به هم داره رو تشخیص بده .بین لوبیا وعدس خدایی یک کم سخت بود.کاش بجاش سکه می گذاشتم.شاید کم کم تعدادشون رو خیلی زیادتر کنم.برای خود بزرگترها هم جالبه.ممنون از دوست خوبم سمانه جون که اسباب بازی این بازی رو معرفی کرد.امیدوارم سنا کوچولو زود زود خوب بشه.الهی آمین.

تقویت کننده ناخن

امروز هلیا خمیر دندان رو آورد تا  مثل کرم قولنج به دستم بماله ولی فقط با خمیر دندان توت فرنگی قرمز رنگش ناخنهام رو مثلا"لاک زد ومن هم یک ربعی دراز کشیده بودم بدون اینکه برم دستم رو بشورم.وبعد از شستن ناخنها با آب سرد حس کردم ناخنهام سفت شده.فکر کنم اگه هر روز این کار رو انجام بدم خیلی ناخن محکمی خواهم داشت.حتما" بخاطر فلوراید خمیر دندونه هست.ای جونم هلیا با این کشف بزرگ.حالا بگید کجا باید این رو ثبت کنیم؟

داخل یک عروسک شنی چه می تواند باشد؟

امروز هلیای گلم عروسکش رو آوردپیشم.از این عروسکها که به شنی معروفند وخیلی شل وول هستند.دایی جان براش خریده بود در زمان عمل بینی خاله جان.خلاصه به بنده نشون داد وگفت:توش چیه؟گفتم:حدس بزن.حدس نزد یعنی حرف وکلامی نگفت.فقط با انگشتای کوچولوش یک گوشه عروسک رو گرفت ویک دونه از داخلش رو فشار داد وگفت:اینه.بچه ام نمی دونست اسم اون چیه؟ ما هم که دنبال سوژه می گیردم برای اکتشافات وروجک خانوم.گفتم:فکر می کنی چجوری می شه توش رو ببینیم؟کمی فکر کرد وبعد گفت:با قیچی ببریم.بعد رفتیم قیچی آوردیم وهلیا اندازه ۱سانت برید وبعد فشار داد یونولیتهای سفید از توش فوران کردن بیرون.ما هم سریع روزنامه آوردیم گفتیم بشین رو این وبازی کن.فکر کنم حدود نیم ساعتی باهاش ور رفت ویک پای موش بیچاره رو خالی کرد .وخلاصه پا رو لاغر ومردنی کرد.بعدش هم وقتی کارش تموم شد البته داشت روش کار می کرد همه رو ریخت دورش گفت:مثلا" برفه بعد آدم برفی اسباب بازیش رو برد رو یونولیتها وبقیه حیونها.کلی هم اونجوری سرگرم شد.خلاصه دیدیم که مواد داخل یک عروسک بیشتر از خود عروسک کودکمون رو مشغول می کنه.واما قصه تا زه از اینجا شروع شد که:رفتیم جارو برقی آوردیم دادیم دست خانوم .براش خیلی جالب بود وقتی جارو می کشید.هی رو فرش رو جارو می زد هی زیر جارو رو بلند می کرد ببینه یونولیتها کجا هستند ولی نمی دیدشون.وقتی کارمون تموم شد گفتم:فکر می کنی جارو برقی برفها رو کجا برد؟اومددسته جارو رو گرفت واز توش نگاه کرد گفت اینجا که نیستن.بعد لوله هاش رو گفت:نه!بعد رسید به خود جارو.زیرورو کرد ولی نیافت.کمکش کردم تا دربی رو که پاکت جارو اونجاست پیداکردوقتی بازش کردم یک نگاهی از تعجب همراه با شعف بسیار انداخت وگفت:واییییی.وبعد چراغ موبایل رو روشن کردم وگرفتم رو سوراخ پاکت تا بتونه آشغالهای اون تو رو ببینه.وکلی خاک و... دید.وبلاخره فهمید برفها کجا رفتند.به نظرم درس بسیار عالیی بود.جواب به یک چرایی دخترم من رو به کجا برد.!

سایه های رنگی

امروز برای هلیا دوتا طلق قرمز وزرد خریدم در راه هلیا متوجه شد که سایه من وخودش سیاهه ولی سایه دوتا طلق زرد وقرمزه ودخترکمون فهمید که نور از اجسام شیشه ایی ومانند آن براحتی می گذره ولی از من وخودش نمی گذره.وهمچنین فهمید که خورشید باعث درستیدن سایه می شه.این هم فایده خریدن طلق.

ماشین در آب

يك عدد ماشين قدرتي رو هليا آورد تو حموم.وبعد مي خواست كشف كنه تو آب هم حركت مي كنه يانه؟ وبعد تو كف وان كشيد وچون كف وانمون كمي برجستگي داره خوب حركت نكرد.وبعد براي اينكه اين آزمايش به مرحله عالي برسه آبراه حموم رو پوشونديم و كف حموم رو با آب پر كرديم وبعد ماشين رو هليا روي كف زمين پر از آب كشيد وامواجي كه در طول حركت ماشين در دوطرفش ايجاد مي شد براش خيلي جالب بود. وهمين بازي ساده رو بارها انجام داد.

ماهیگیری

اگه بدونيد امروز چي شد!ي يك قلاب ماهيگيري اختراع كرده بودیکی از دوستان با آهنربا.من هم براي هليا همون موقع درستيدم.امروز همسايه مون دوتا ماهي قرمز باباله هاي سفيد تقديم هليا كرد.هليا هم ماهي خيلي دوست داره. كلي هم باهاشون بازي كرد .داشتم كارهام رو انجام مي دادم يكهو ديدم هي واي من!هليا خانوم قلاب ماهيگيري رو آورده وبله هي داره تلاش مي كنه تا ماهيها رو بگيره وبعد چون موفق نشد هي مي پرسيد چرا ماهي ها رو نمي شه گرفت؟حالا ندا جون بيا جواب بده.وبعد هم كلي با وسايل مختلف امتحان كرد وبعدتر وآخرين مرحله هم به من گفت:برو تو اتاق من اينجا كار دارم.ما هم رفتيم ديگه.وبله ديديم قاشق برداشته وماهي رو گرفته.وداره نگاه مي كنه طفلي رو.اينجا بود كه ما مونديم نجات دادن يك ماهي مهمه يا اينكه دخترك به بدن ماهي نگاه موشكافانه بندازه.حيونيها يكيشون همين امشب شنا كرد ورفت.واين بود كشفيدن يك بازي جديد توسط دختركمون.اميدوارم انجام بديد وبه چراهاي گلتون جواب بديد.حتما" سوال هاي زيادي براشون در مورد آهنربا ويك موجود زنده پيش خواهد آمد.

2.معرفی چند کتاب

در این  مبحث بیشتر  قصد دارم کتابهایی رو معرفی کنم که بیشتر جنبه علمی وآموزشی  دارند:

دیروز برای هلیا از کتابخونه دو کتاب زیر رو گرفتم:

الف:قل می دهیم  نویسنده:پاتریشیا وایت هاوس انتشارات قدیانی

این کتاب رو من وهلیا امروز بصورت بازی انجام دادیم:مواد لازم:توپ.مکعب.مداد ولوله دستمال توالت.

حالا از هلیا خواستم  هر کدوم از اشیا رو دونه به دونه قل بده وبگه کدوم قل می خوره؟هلیا هم گفت:توپ ولوله.اما براش عجیب بود که مداد هم قل می خوره .چجوری؟حالا بهتون می گم:با یک تلنگر کوچک روی زمین صاف.جالب اینجا بود که کودک ۳ ساله من تلنگر زدن را از دستانم دید وخواست به مداد خودش تلنگر بزنه ولی نتونست چون هر وقت انگشت شصت رو به انگشت وسط وصل می کرد بقیه انگشتاش هم جمع می شدند وهمین الان بنده متوجه شدم که هی وای من خودم هم تلنگر زدنم اشتباه بوده.باید انگشت شصت رو به اشاره بچسبونی وبعد ضربه.فردا یادش می دم.حالا چرا مداد هم قل می خوره؟مدادکه گرد نیست!اگه به ته مداد نگاه کنید می بینید که شش پهلوست وته مداد شبیه چیزهای گرده.پس چیزهایی که شبیه چیزهای گرد هم هستند قل می خورند فقط باید محکمتر قل داد.ومطلب دیگه ایی که آموختیم سطح هموار وناهموار بود.رفتیم سرامیک رو لمس کردیم وتوپ رو قل دادیم وبعد روی فرش که ناهموار بود قل دادیم ونتیجه گرفتیم که روی سطح همواره قل دادن راحتره.

ب:پاها نویسنده:سیمونا سی دری انتشارات:قدیانی

از این کتاب آموختیم که:

- هر پای فیل پنج انگشت دارد.

-هر پای شتر دو تا انگشت دارد.حالا چرا پای شتر تو ی ریگهای بیابان فرو نمی رود؟این برای خودم هم جالب بود.چون پای جناب شتر خیلی پهن است ودر ریگ فرو نمی رود.

-پلاتیپوس منقار اردکی می دونی چیه؟اگه نمی دونی یا سرچ کن یا برو این کتاب رو بخر.من بااین سنم برای اولین بار اسم همین جونوری رو شنیده بودم.عجبا خالقا چه موجوداتی آفریدی.

-اصلا" تا حالا شده بهت بگن مثل مارمولک از دیوار صاف هم بالا می ری؟!نه جدی بهت گفتن؟حالا بشین فکر کن چرا مارمولک از یک دیوار صاف نمی افته پایین؟یعنی نیروی جاذبه بر مارمولک بی اثره؟نه جانم.علتش اینه که مارمولک ها برجستگی های چسبنده ای زیر پاهایشان دارند. همین.

ما که از این کتابها لذت بردیم.عکس نمی گذارم چون می دونم اینجا رو کسی نمی خونه وفقط برای دخملی می نویسم تا خاطره اش  بمونه.شاید هم بدرد نوه ام خورد یا نتیجه یا....

بازی1:رنگین کمان

این بازی جز بازیهای موسیقی وعلوم ونقاشی محسوب می شه.

مواد لازم:

-۶عدد شیشه مربا یا لیوان تمیز

-یک فنجان اندازه گیری

-آب

-رنگهای قرمز.زرد.آبی

-یک قاشق فلزی

ودرادامه چگونگی بازی:

ادامه نوشته