نقاشی روی آیینه
یک آیینه ورنگ قرمز وآبی رو گذاشتم پیش هلیا خانوم.وبعد شروع کرد به نقاشی کردن .همه جا رو رنگ کرد با آبی وقرمز وبنفشی که خودش از ترکیب رنگها خلق کرده بود.همه جای آیینه پر از رنگ بود وهلیا در پایان گفت: من که خودم رو نمی بینم.وبعد رفتیم تو حموم وآیینه وقلموها رو خودش شست ودوباره آیینه بدون رنگ بر دیوار نصب شد تا دوباره ما را به ما نشان دهد.
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 2:46 توسط مامان یک ملکه
|